من مال او نیستم او مال من نیست خدایا سخته س خ ت ه . . اما منتظر می مانم تا
سالها بگذرد
و بشنوم از تو که منتظر دیدن من هستی
خدایا
یعنی میرسدچنین روزی . .
چه فرق می کنه کی هستم کجا به دنیا اومدم کجا درس خوندم مهم اینه توی دنیایی نفس می کشم که تو هم نفس می کشی اینجا تحت بارش شدید احساسات ناپایدار موسمی قرار خواهید گرفت پس لطفا تا پایان این قصه صبور باشید...
اینجا سرزمین احساس من است می نویسم برای کسی که همه احساسم برای اوست همان کسی که گاهی با نگاه مهربانش خنده و گاهی با خنجر کلامش گریه را به من هدیه داده
. .
دموکراسی؟؟ آری...حتما. اما با زنی دیوانه چون من چه می کنی که پیاپی به دیکتاتوریِ عشق رای می دهد؟؟
. .
این روزها آرزوی پنهانی ام همین است
یک شبی
همه ی خودم را در آغوشت پیدا کنم . .
هنوزم تو این هیاهو توی این بغض شبونه منو گنجیشکای خونه دیدنت عادتمونه
پشت پنجره هنوزم چشم به راهت میشینم ای که بی تــــو خودمو تک و تنها میبینم...
. . .
مـــن می نویسم وتـــــــــو نـــــمی خوانی ! امـــــــــــا... مخاطب که تو باشی... مدیـــــــونم اگر ننــــــــویسم
.
.
.
دستانت ؛ حکایت زندگی است ... حکات لحظه های ناب بی بازگشت ... حکایت ؛ تک فریم های جاودان عاشقی کردن ... حکایت غرق شدن در آغوشی گرم ... حکایت بوسه های کِش دار بعد از ظهرهای تابستان ... حکایت خنده های بی دلیل دیدارهای یکهویی ... حکایت مستی بی انتها ... حکایت نگاه های زیر چشمی پر از ذوق ... حکایت عاشقانه های یواشکی ... حکایت پیامک های نصفه شبی ... حکایت دلهره های خوش طعم ... حکایت دوستت دارم های دلچسب ... حکایت خداحافظی های با اکراه ... حکایت تک زنگ های لحظه به لحظه ... حکایت حل شدن در وجودت ... حکایت طعم لب هایت ... حکایت زندگی ... زندگی ... . . روزی که خواستنت را فریاد زدم چه ساده تنهایم گذاشتی تنها گناه دل بی گناهم عاشقی بود . . اینجا در قلب من حد و مرزی
برای حضور تو نیست
به من نگو که چگونه بی تو
زیستن را تمرین کنم
مگر ماهی بیرون از آب
می تواند نفس بکشد؟؟؟
مگر می شود هوا را از
زندگیم برداری و من
زنده بمانم؟؟؟
بگو معنی تمرین چیست؟؟؟
بریدن از چه چیز را تمرین کنم؟؟؟
بریدن از خودم را؟؟؟ . .
میهمان عزیز با احتیاط نوشته های مرا ورق بزن تمام عاشقانه هایم درد می کند ...